ویبوکیا

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان ه خواهرم صاحب خونهما
 
داستان ه خواهرم صاحب خونهما – سلام دنیا!
agrn.ir/داستان-ه-خواهرم-صاحب-خونهما/
Translate this page
داستان ه خواهرم صاحب خونهما من و پریسا – شهوانی https://shahvani.com/dastan/من-و-پریسا. Translate this page
. Mar 26, 2017 – اینقدر این اذیتها زیاد شد که پا به فرار گذاشتم و اومدم خونه مامانم توی آرایشگاه کار میکرد(گرچه با مخالفتهای بابام روبرو میشد) هر چی خواهرم پریسا رو صدا کردم دیدم نیست ما تو ی خونه دو طبقه که طبقه اول ما و …
ناله های غریبانه
naayeney.parsiblog.com/
Translate this page
Aug 28, 2010 – نی حـــدیث راه پـر خـون می کنــد قصــه هــای عشـق مجنــون میکنـــد در غــم مـا روزهـــا بی گـــاه شــد روزهـــا بـا سـوزهـــا همـــراه شــد روزهـا گر رفت گو رو با نیست تو بمان ای آنکه چون تو … یک بار که فهمیدم از یک فروشگاه اینترنتی حدود 12 هزار تومان خرید کرده و آدرس و شماره تلفن خونه ما را هم یواشکی میومده از خواهرم میپرسیده.
(Fetish Stories) داستان های فتیش – صفحه 6 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_540_6.html
Translate this page
داستان از اينجا شرو ميشه که… من يه خواهر دارم که الان 26 سال داره و وقتي که اين اتفاقات شرو شد من فقط 14 سال داشتم يعني دقيقآ خواهرم 19 سال داشت و خيلي دختر مغرورو خود بيني بود حتي تا اون حد که از خداش بود که من به پاهاش بيفتمو پاهاشو بليسم يا براش ماساژ پا انجام بدم… بلاخره يه روز که دختر خالم اينا اومده بودن خونه ما و تابستون …
داستان های سکسی مربوط به سکس آشناها – صفحه 75 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_620_75.html
Translate this page
میومدی به خودم میگفتی زن عمو منو تو که رودربایستی نداشتیم.چی دادی خوردم سرم اینقدر سنگینه.جواب نداد گفتم داری منو میکنی خجالت میکشی جوابمو بدی با صدای لرزون گفت زن عمو به جون خودم رفته بودی حموم یهو جیغ زدی اومدم دیدم افتادی رو زمین آوردمتون تو اتاق.گفتم آوردی درمونم کنی یا منو بکنی ؟گفت تحریک شدم دیگه چیکار کنم.
بخاطر خواهرم (6)
https://shahvani.com/dastan/بخاطر-خواهرم–6
Translate this page
بخاطر خواهرم (6). 1391/11/6 …قسمت قبل. با دستی که از پشت به شونم زد به خودم اومدم قبل ازینکه بخوام ببینم کیه چند تا نفس عمیق کشیدم و بعد برگشتم دیدم دوتا ازین روستایی های سبیل کلفت با ….. چرا فردای اون روز که صاحب گاراژ زنگ زد به پلیس که اومد اونا رو بازداشت کرد،چرا اون روز تو دادگاه هیچ حرفی از فیلم زده نشد بابا؟

 







NS