ویبوکیا

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان من نگين
 
درد دل های عاشقانه واقعی – داستان عشق رامین و نگین
dard-e-del.blogfa.com/category/1
Translate this page
راستش من تو یک خانواده معمولی به دنیا اومدم وقتی ۱۵سالم بود قیافه زیبایی داشتم و خیلی شیطون بودم دوست داشتم تمام کار هار تجربه کنم تقریبا همه رو تجربه کرده بودم الا دوستی با جنس مخالف روبه روی مدرسمون یه بوتیک مردانه بود که رامین رو اون بوتیک کار میکرد قیافه زیبایی داشت تقریبا دل همه دخترای مدرسمون رو برده بود یه روز که …
من و نگین دات کام – ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
https://fa.wikipedia.org/wiki/من_و_نگین_دات_کام
Translate this page
من و نگین دات کام فیلمی ایرانی به کارگردانی و نویسندگی حسین قناعت محصول سال ۱۳۸۲ است. خلاصه داستان[ویرایش]. من و نگین دات کام داستان زن و شوهری است که برای تأمین هزینه جراحی جهت بچه دار شدن دست به سرقت‌های ناموفقی می‌زنند… بازیگران[ویرایش]. نگین حبیبی · بهزاد منصوریان · نگار مدنی · شهرام قائدی · بیتا بادران · آرش …
داستان زیبای من و مامان نگین 18+ – ایران ناز
www.irannaz.com/my-beautiful-mommys-story-and-setting-18.html
Translate this page
سلام.من بابک هستم و 16 سالمه.از زمانی که به دنیا اومدم پدرم فوت شده بود و من و مامانم تنها زندگی می کنیم.من تا حالا فکر می کردم بابام خیلی پولدار بوده چون مامانم هیچوقت من رو بی پول نذاشته و هیچوقت نشده که مثلاً پول تو جیبی نداشته باشم خلاصه اصلاً مشکل اقتصادی رو احساس نمی کردم تا الان. داستان از این جا شروع میشه که من یه روز به …
داستان عاشقانه و غمگین عشق نگین و رامین – عشق زیبا
https://loveziba.com/beautiful…/dastan-eshghe-negin-va-ramin/
Translate this page
Dec 2, 2016 – داستان عاشقانه و غمگین عشق نگین و رامین راستش من تو یک خانواده معمولی به دنیا اومدم وقتی ۱۵سالم بود قیافه زیبایی داشتم و خیلی شیطون بودم دوست داشتم تمام کار.
“”برای عاشقان سبز”” – داستان عشق من و مهدی و نگین 3
4asheghan.blogfa.com/post-7.aspx
Translate this page
داستان عشق من و مهدی و نگین 3. قضیه عشقی که توی فامیل مثل توپ صدا کرد … ماجرا از این قرار بود که من تو فامیل با همکاری پسر عمه خودم برنامه ریختیم و گفتیم من عاشق یه بنده خدا شدم از اهواز و اون هم عاشق من شده خلاصه شدیم لیلی و مجنون واسه همین یکی از بچه ها رو از چت روم پیدا کردم که قرار بود نقش اون ( عاشق دل خسته ) رو بازی کنه و من …

 







NS